خانه | آرشيو | پست الکترونيک
امارکیری از دانش آموزان

بنام خدا

درمورخه 18/7/87تست امیدواری روی 90نفرتقریباً 25% ازدانش آموزان دبیرستان مطهره اجرا گردید.روش انتخاب نمونه بصورت تصادفی ازهمه ی پایه ها بوده است نتایج این برسی به شرح زیل میباشد.

8-0 16-9 24-17 32-25

نومید کمی نامید تاحدی امیدوار کاملا"امیدوار

0 1نفر 32نفر 58نفر

0% 1% 36% 63%

بطورکلی نتیجه می گیریم که 63%دانش اموزان این دبیرستان کاملا"

امیدواربه زندگی و36%تاحدی امیدوارهستند.فقط 1%ازجامه نمونه ما

کمی ناامید میباشد 

|+| نوشته شده توسط سایت در سه شنبه سی ام مهر 1387 و ساعت 16:33 | 
هفته ی انجمن اولیاء ومربیان را به شما عزیزان تیریک وتهنیت عرض می نماید

پدر ومادر گرامی

نوجوانی یکی از حساسترین دوران زندگی است زیرا عوامل زیستی، روانی واجتماعی تواماً در بروز این دوره دخالت دارند. آیاتا به حال در باره ی این خصوصیات وویژگی ها فکر کرده اید؟ آیا می دانیدچع کمک هایی می توانید در این مسیر پر فراز ونشیب سنین نوچوانی به نوجوانی فرزندتان ارائه دهید تااینکه این سنین را با کمترین اشتباه(نه بدون اشتباه ) سپری کنید.ما نیز مانند شما دوست داریم آینده ی خوبی برای فرزندانمان ترسیم کنیم. پس بیایید در این فرصت کم به راهکارهایی بیندیشیم که می توانیم بکار ببریم.

الف- کمک در برقرای روابط اجتماعی صحیح ، والدین عزیز می توانند در زمینه ی برخورد صحیح با دیگران، دوست یابی ، آداب معاشرت ، مسولیت های اجتماعی ، مداخله های خود کسب حقایق در مورد بلوغ وجنسیت وبالاخره دوست داشتن واحترام به نوجوان خود کمک کنند

ب- مشکلات تحصیلی نوجوان وجوان خود را در زمینه ی تحصیلی، انتخاب دروس انتخاب رشته ، انتخاب مدرسه ، شرایط ورود به دانشگاه وغیره کمک کنند.

ج- در زمینه ی مذهبی واخلاقی به آنها کمک کنند ، با توجه به فشارهای گروه هم سال اولیاء با مداخله ی صحیح خود راه درست وخطا را به انان گوشزد نمایند

اما: در ارائه این کمک ها دقت کنیم که:

· رابه مان با آنان صمیمی، مطمئن وامن باشد

· بدانیم نوجوان به ستایش وحمایت بیشتر از انتقاد وسرزنش وتحقیر نیازمند است

· با آنان با جدیت ، قاطیعت در زمینه های بهداشت ، تندرستی وامنیت، اطاعت از نظم وقانون برخوردکنیم

· روش خود را صریح وروشن به کار بریم

وبدانیم: که نوجوان از ما می خواهند که:

· به آنان گوش بدهیم

· آنان را را درک کنیم – بشناسیم

· احساسات آنان را بپذیریم

· به حل مشکل ، آنان را تشویق کنیم

· به آنان احترام بگذاریم

· دقیق وبا صداقت باشیم

· به رشد علائق واستعدادی آنان کمک کنیم

· احساسات خود رابشناسیم

محیطی را فراهم کنیم نوجوان آزادانه رشد کنند واعتقادات مذهبی واخلاقی قوی را در نوجوان پایه ریزی کنیم

ما نیز در ادامه ی این راه همراه شما هستیم 

واحد مشاوره

 

هفته ی انجمن اولیاء ومربیان را به شما عزیزان تیریک وتهنیت عرض می نماید

 

|+| نوشته شده توسط سایت در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 و ساعت 14:8 | 
مشاوره
|+| نوشته شده توسط سایت در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 و ساعت 14:7 | 
علی اکبر دهخدا
علامه علی اکبر دهخدا  در سال 1297 (قمری) در شهر تهران به دنیا آمد. پدرش از ملاکین قزوین بود، که پیش از ولادت فرزندش به تهران آمد و در تهران سکونت گزید. دهخدا در زمان کودکی پدر خود را از دست داد و او با توجه و سرپرستی مادر خود به تحصیل پرداخت.او علوم ادبیه را نزد اساتید و فضلای عصر خود، مثل شیخ غلامحسین بروجردی فرا گرفت و پس از طی تحصیلات در مدرسه سیاسی 5 سال در شهرهای مختلف اروپا به تحصیل مشغول شد و دروس عالیه را فراگرفت. سپس به ایران بازگشت و به خدمات فرهنگی اشتغال ورزید و روزنامه صوراسرافیل را با همکاری میرزا جهانگیر خان شیرازی و میرزاقاسم صوراسرافیل اداره نمود که جذابترین بخش آن روزنامه قسمت طنز آن بود که دهخدا یادداشتهای خود را تحت عنوان چرند و پرند و به امضای مستعار«دخو» در ستونی به عنوان ستون فکاهی می نوشت. وی اولین کتاب خود را تحت عنوان امثال و حکم که شامل 24 هزار ضرب المثل فارسی است، منتشر کرد. بهترین و غنی ترین اثر او لغت نامه معروفش می باشد که شاید به جرات می توان گفت که یکی از شاهکارهای زبان پارسی می باشد. او پس از اینکه مجلس در زمان محمد علی خان بمباران شد، به همراه دوستانش به اروپا تبعید گردید. او در کشورهای فرانسه و سویس مدتی را گذراند. او توانست در سویس سه شماره از صوراسرافیل را منتشر نماید. وی توانست با همکاری ایرانیان مقیم ترکیه روزنامه ای را تحت عنوان سروش منتشر نماید. دهخدا پس از اینکه محمد علی شاه خلع گردید و تهران توسط مجاهدان فتح گردید، با خواهش سران مشروطه از کشور ترکیه(عثمانی) به ایران بازگشت. او بارها توسط مردم تهران نماینده شد و مدتی نیز ریاست و استادی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران را بر عهده داشت. وی بعد از جنگ جهانی اول در قرای چهارمحال بختیاری گوشه نشینی را انتخاب نمود و بقرای همیشه از سیاست کناره گیری کرد. او آثار مختلفی دارد که می توان به: چهار جلد امثال و حکم، لغت نامه دهخدا،ترجمه روح القوامین و سر عظمت و انحطاط روم اثر مونتسکیو،حواشی بر دیوان ناصر خسرور،منوچهری ،حافظ ، فرخی،سوزنی، تصحیح لغت فرس اسدی، فرهنگ نامه فرانسه به فارسی. علامه دهخدا در تحول نثر فارسی نقش بسیاری داشت. بخش شعر جدید فارسی نیز با نام دهخدا آغاز می شود، اگر چه او در زمینه نظم و نثر کمتر کار کرد ولی آنچه را هم کار کرد کافی بود تا او را پدر زبان قصه نویسی در ادبیات ما جای دهند.این بزرگ مرد ادبیّات و سیاست در هفتم اسفند سال 1334 در ابن بابویه وفات یافت. 
|+| نوشته شده توسط سایت در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 و ساعت 20:28 | 
آلبرت انیشتین
 

آلبرت انیشتین در چهاردهم مارس 1879 در شهر اولم آلمان از پدري به نام هرمان اينشتين و مادري به نام پيش از ازدواج پاولين كخ به دنيا آمد. او پسر اول از دو پسر خانواده بود. خانواده در سال بعد به شهر مونيخ كه در آن هرمان و برادرش يعقوب يك كارگاه مهندسي برق داير كرده بودند نقل مكان كرد، يكسال پس از آن دختري به نام ماريا نيز در خانواده به دنيا آمد. خانواده آنها با فرهنگ، كتاب دوست و دوستدار موسيقي بود و به داشتن شيوه هاي فكري ليبرال و مبرا از خشك انديشي مباهات مي كرد. پيش از آنكه اينشتين به مدرسه برود واقعه اي رخ داد كه او را دگرگون كرد. به گفته خود او بچه چهار يا پنج ساله اي كه بودم پدرم به من يك قطب نما نشان داد ك از مشاهده آن احساس ديدن يك معجزه را كردم. در وراء اعماق آن گونه اشياء بايد چيزهايي نهفته مي بود- گسترش جهان انديشه ما به يك معنا با فاصله گرفتن از مفهوم معجزه است كه تحقق پيدا مي كند.». اينشتين در شش سالگي وارد مدرسه شد. او گرچه آبش با معلمان ابتدايي خود در يك جوي نمي رفت درآنجا عملكرد آموزشي خوبي داشت. او در سالهاي نخست مدرسه شاگردي ضعيف بود اما واقع امر آنست كه نمره هايي عالي مي گرفت و برخلاف روش يادگيري حفظي آزار دهنده و سخت مدرسه بارها شاگرد اول كلاس نيز شد. اينشتين در ده سالگي به دبيرستان (گيمنازيوم) نمونه لوئيتپولد انتقال يافت و در آن تحت آموزش سخت سربازخانه مانند معمول آن ايام قرار گرفت. اينشتين تا پانزده سالگي در گيمنازيوم لوئيتپولد باقي ماند و در آن به گرفتن نمره هاي خوب در دروس رياضي و زبان لاتين ادامه داد. او هميشه هم محبوب مربيان خود نبود. معلم درس يوناني او زماني به پدر او هرمان گفته بود كه فرقي نمي كند كه آلبرت چه رشته اي را براي حرفه آينده زندگي خود انتخاب كند، هريك را برگزيند درآن ناكام خواهد ماند.
در دوره دبيرستان دو اتفاق درخور توجه خاص براي او پيش آمد. نخست آنكه در دوازده سالگي مصمم به حل معماي جهان عظيم شد. در آن سال كه مطالعه مادام العمر خود درباره جهان عظيم را شروع كرد نسخه اي از كتاب هندسه اقليدس نيز به چنگ آورد كه در آينده از آن بارها به نام كتاب مقدس هندسه ياد كرد. او حساب ديفرانسيل و انتگرال را نيز به شيوه خودآموزي ياد گرفت. شخص ديگر موثر در زندگي اينشتين ماكس تالمود از دوستان نزديك خانوده او بود. او به اينشتين كتابهايي درباره علوم و بعداً درباره فلسفه براي خواندن مي داد و بعد ساعتها با او درباره آنها به گفتگو مي نشت. سرگرمي ذوقي اصلي اينشتين چه در روزهاي دبيرستان و چه در سالهاي آينده زندگي موسيقي بود. آلبرت با خودآموزي نوازندگي پيانو را ياد گرفت و تا پايان عمر به نواختن پيانو و ويولن ادامه داد.
كسب و كار برقي پدر اينشتين در سال 1894 به شكست انجاميد و خانواده به شهر ميلان ايتاليا نقل مكان كرد اما آلبرت براي اينكه دبيرستان را تمام كند در مونيخ نزد اقوام باقي ماند. او كه در مدرسه اكنون از پيش نيز ناشادتر شده بود و غم دوري از خانواده هم داشت از كار مدرسه دل كنده و به آن بي اعتنا شد. نمرات امتحاني اش لطمه ديد و كار او به آنجا كشيد كه يكي از معلمان از وي خواست ديگر از مدرسه برود. آلبرت اين پيشنهاد را پذيرفت و بي آنكه والدينش را مطلع كند گيمنازيوم را بدون اخذ مدرك ديپلم ترك كرد. اينشتين چندي بعد شنيد كه مؤسسه پلي تكنيك زوريخ از داوطلبان ديپلم دبيرستان نمي خواهد و به جاي آن از آنها يك امتحان ورودي مي گيرد. وي براي دادن اين امتحان در سال 1895 به زوريخ رفت و گرچه در امتحان مواد رياضي و علوم نجومي از عهده برآمد، در كل موفق نشد پس از آن در سال 1896 بار ديگر در امتحان ورودي مؤسسه شركت كرد و اين بار براي گذرانيدن يك دوره چهارساله كه وي را واجد شرايط شغل دبيري مي كرد، پذيرفته شد. اينشتين در بهار سال 1900 دوره درسي خود را در پلي تكنيك زوريخ تمام كرد و در جستجوي يافتن كاري پرداخت. او درجه دانشگاهي خود را در رشته فيزيك و همزمان با سه دانشجوي ديگر كه هر سه بلافاصله با سمت مدرس دستيار به استخدام خود دانشگاه درآمدند گرفت. اينشتين كه مايل نبود از نظر مالي سربار خانواده باشد بويژه كه خانواده درگير مشكلات مالي نيز بود سرانجام توانست يك شغل معلمي پاره وقت گرچه موقتي پيدا كند. اينشتين سرانجام در ماه ژوئن سال 1902 با مساعدت مارسل گراسمن در اداره ثبت اختراعات سوئيس در برن كاري با عنوان كارشناس فني درجه سه بدست آورد. با فرارسيدن سال 1905 سن او ديگر به بيست و شش سال رسيد و در محيط كار خود اداره ثبت اختراعات شهر برن احترام زيادي كسب كرده بود. خلاقيت فكري او در آن ايام از هر زمان ديگري بيشتر بود. اينشتين در ماه مه سال 1905 كار تأليف مكالمه اي را به پايان آورد كه هفده سال بعد جايزه نوبل را نصيب او مي كرد. او در ژوئن آن سال نيز مقاله ديگري نوشت كه به پاس آن به دريافت درجه دكتراي دانشگاه زوريخ نائل آمد. اينشتين پس از چهار مقاله علمي ديگر در مجله علمي بسيار معتبر آنالن در فيزيك منتشر كرد كه مقاله سوم آن نظريه نسبيت خاص ديد انسان درباره جهان هستي را براي هميشه تغيير داد. او همه اين توفيقات را با كار در تنهايي در اتاق پشتي آپارتمان كوچك خود در برن به دست آورد. نظريه نسبيت خاص را چنانچه بخواهيم براي يك دانشجوي فيزيك خلاصه كنيم به اين صورت بيان مي كنيم:
1- سرعت نور همواره ثابت است.
2- در حركت با سرعت نور زمان متوقف مي شود.
3- در حركت با سرعت نور، جرم متحرك بينهايت مي شود. E=MC2
بايد گفت نظريه نسبيت خاص مدعي نسبي بودن همه چيز نيست و فقط مي گويد كه چيزهايي مانند زمان و مكان (فضا) كه از نظر دنيا مطلق بودند، نسبي هستند و چيزي مانند سرعت نور كه نسبي انگاشته مي شد، مطلق است.
بنا به اظهارات اينشتين نسبيت سبب مي شود كه حوادث براي يك ناظر در مقايسه با ناظري ديگر كندتر پيش بروند و اين شامل وقايع مربوط به زندگي مانند فرآيند پيري نيز مي شود.
اينشتين به مقاله سال 1905 خود گونه اي پانوشت رياضي نيز افزود. وي در آنجا وجود رابطه اي بين انرژي و جرم را به اثبات رسانيد. به موجب فرمولي كه وي براي كمي كردن آن رابطه به دست داد محتواي انرژي (E) مقدار ماده اي به جرم M برابر با حاصلضرب مقدار جرم در مجذور سرعت نور (C) است. اين فرمول را عموماً به صورت E=MC2 مي نويسند. مقاله سال 1905 اينشتين امروزه نه تنها به صورت يك نظريه بلكه به مثابه بياني از واقعي بودن نسبيت نيز پذيرفته اند. اهميت نظريه نسبيت خاص براي علم به اندازه اهميت وجود اتم براي آن بنيادي است. پس از نظريه نسبيت خاص، فرضيه نسبيت عام را پيشنهاد داد. چكيده آنچه اينشتين در نظريه نسبيت عام خويش نشان داه است چنين است:
1- جرم لختي (اينرسي) دو كلمه مختلف براي چيز واحدي است (اصل هم ارزي)
2- در انديشه پيرامون فضا بايد چهار بعد را در نظر گرفت: طول، عرض، ارتفاع و زمان. زمان بعد چهارم است و هر حادثه كه در كيهان رخ دهد در يك جهان چهار بعدي فضا- زمان است كه روي مي دهد.
3- فضا- زمان به سبب اجرام بزرگي مانند خورشيد خميده يا تورفته است. ميزان اين تورفتگي ميزان قوت يا شدت ميدان جاذبه ثقلي (گراني) است. سياره اي مانند زمين كه به گرد خورشيد در حركت است مسيرش از آن رو بيضي شكل نيست كه خورشيد آن را به خود مي كشد، بلكه از آن رو است كه ميدان (تورفتگي كه در فضا به سبب حضور جرم خورشيد به وجود آمده است) به گونه اي است كه كوتاهترين مسير ممكني كه سياره مي تواند در فضا- زمان در پيش بگيرد يك بيضي است. براساس دو فرضيه نسبيت خاص و عام انيشتين اندازه هاي يك جسم متحرك در سمت حركت با سرعت نور به صفر تمايل پيدا مي كند و زمان متوقف مي شود. به اين دليل سرعت نور (000/ 300 كيلومتر بر ثانيه) بالاترين سرعت ممكن تمام سرعتهاست. انيشتين علاوه بر آن در كنار مسائل زيادي كه مطرح كرده است ادعا مي كند كه كائنات پايان ناپذير نيست بلكه فضايي در خود بسته و پايان پذير است. انيشتين علاوه بر چاپ و نشر نظريه نسبيت عام دو مقاله ديگر در سال 1917 انتشار داد. يكي از اين دو مقاله به برانگيزي الكترونها به تابش نور مي پرداخت كه مفهومي بود كه سرانجام اساس كار ليزر رها شد و ديگري به ساختار كيهان مي پرداخت كه امروز آن را عموماً اساس دانش كيهان شناسي جديد مي دانند. اين تلاشهاي فكري زياد در مدتي به آن كوتاهي سرانجام لطمه خود را زد و او نيز مانند (نيوتن و ماكسول) در اثر آن كارهاي فكري دشوار دچار ناراحتي عصبي شد وضع جسمي او نيز به هم خورده بود. او حتي در مدتي كه ضعف جسمي داشت به گونه چشمگيري مولد و خلاق بود از جمله فرضيه هاي بعدي او توضيح و بيان رياضياتي قوانين نيروي گرانش و الكترومغناطيس مي باشند. در سالهاي پاياني زندگي ديگر تندرستي او رو به زوال بود به طوريكه ديگر نه ويولن مي توانست بنوازد و نه توان انداختن زورق بادباني خود را به آب داشت. اينشتين در تاريخ 19 آوريل سال 1955 در سن 76 سالگي در حالي كه در خواب بود در بيمارستان پرينستون درگذشت اينشتين چيزي بيش از يك دانشمند، يك فيلسوف و يك سياستمدار بود. او مدتهاي طولاني در خاطره كساني كه او را مي شناختند زنده خواهد ماند. فردي متعهد و فروتن كه نبوغ علمي او شناخت و آگاهيهاي جديدي را از اسرار عالم براي تمام جهانيان به ارمغان آورد و در تاريخ بشر او به عنوان يكي از بزرگترين متفكران كه در زمين وجود داشته و زندگي كرده است، به شمار مي آيد

|+| نوشته شده توسط سایت در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 و ساعت 20:24 | 
علم بهتراست یا ثروت؟
مایکل فارادی


 

Michael Faradayشیمی دان انگلیسی که در سال 1791 در خانواده ای گمنام و بینوا به دنیا آمد. مایکل فرزند آهنگر فقیری بود که به سختی روزگار می گذراند. در حالی که تنها 13 سال داشت به دلیل شرایط سخت خانواده اش به کار جلد سازی و صحافی کتاب مشغول شد. برای امرار معاش به پادوئی در یک کتاب فروشی مشغول شد که ضمن انجام این کار روزنامه نیز می فروخت. در این محیط هیچ کتابی نبود که به آنجا آورده شود و مایکل آن را مطالعه نکرده باشد. مایکل بیش از بیش روی کتابهای علمی مارست تعمق می نمود. مایکل فارادی با پس انداز کردن مقداری پول توانست یک وسیله الکتریکی درست کند. روزها گذشت تا اینکه وی فهمید که شحصی به نام تاتوم می خواهد درباره علوم طبیعی سخنرانی کند. برای مایکل جوان تهیه نمودن بلیطی به مبلغ 25 سنت بسیار گران بود. جریان را با برادر بزرگش که رابرت نام داشت در میان گذاشت و رابرت نیز این پول را در اختیار او گذاشت. مایکل در تمامی جلسات سخنرانی شرکت کرد و تمام مطالب را یاداشت کرد. واقعه ای که در سرنوشت و آینده ی علمی مایکل تأثیر فراوانی گذاشت، این بود که یکی از مشتریان متوجه علاقه فراوان مایکل به مسائل علمی شد، بنابراین وی را همراه خود به انیستیتوی سلطنتی برد، تا در جلسه سخنرانی شرکت کند. فارادی با امیدی که داشت به انجام آزمایشات مغناطیسی پرداخت. او وقت کافی برای انجام آزمایشات نداشت زیرا پدرش مرده بود و مادرش نیز به او متکی بود، بنابراین او در جستجوی کاری بود که بتواند امرارمعاش کند. ناگهان اتفاقی غیرمنتظره افتاد، نامه ای از طرف انیستیتوی سلطنتی دریافت کرد که در آن سرها مفری دیوی از وی خواسته بود که با او دیدار نماید. فارادی در این دیدار به عنوان دستیار سرهامفری انتخاب شد. سرهامفری به هوش و استعداد فارادی پی برد و به تدریج او را با آزمایشهای مهمتری آشنا کرد. آن دو به تمام شهرهای اروپا سفر کرد. با استعدادی که او داشت به عنوان یکی از اعضای گروه تحقیق و پژوهش انتخاب شد و توانست با دانشمندان بزرگ زمان خود دیدار کند. وی در انیستیتوی سلطنتی ترفیع یافت و فرصت بیشتری برای تحقیق و پژوهش یافت به طوری که در عرض فقط 1 سال 37 مقاله نوشت. او در سال 1821 با دختری زیبا و جذاب به نام سارا برنارد ازدواج کرد. او همراه ایده آلی برای دانشمند جوان محسوب می شد. وی به مدت 19 سال به تدریس کودکان پرداخت. 158مقاله علمی و سی جزوه درباره آزمایشات خود درباره الکتریسیته نوشت.وی توانست قوانین صنعتی الکتروشیمی را پایه گذاری کند. بواسطه کشف الکترون به وسیله او دانشمندان علم شیمی (تامسون و ...)توانستند پیشرفت شایانی را طی کنند که ذرات زیر اتمی نمونه از آنها است. کار زیاد رفته رفته بر سلامتی اش اثر منفی گذاشت و موجب کاهش حافظه او شد. سرانجام این دانشمند بزرگ در 25 مه سال 1867 در خانه خود فوت نمود.

 
|+| نوشته شده توسط سایت در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 و ساعت 20:22 | 
عدد هفت
الف) مقدمه:

عدد هفت عددی است که شاید مثل همه ی عدد های دیگر در نظر ما عادی جلوه کند اما نگرش ما وقتی متبلور می شود که خواص عدد هفت را بدانیم و ببینیم چه «هفت» هایی در زندگی ما وجود دارند و ما در گیر و دار زندگی ماشینی و با بی تفاوتی از کنار آن ها رد می شویم مثلا شاید جالب باشد که بدانیم، رنگین کمان دارای هفت رنگ است .عجایب جهان، هفت تا هستند.(که به عجایب هفت گانه معروفند ) یا در یونان باستان، اسطوره ای با نام هفت خدای، در ذهن مردم نقش بسته است، ویا شهر عشق، که دراشعار عطار آمده است، هفت شهر می باشد، سوره ی مبارکه حمد، که اوّلین سوره ی قرآن کریم است، هفت آیه دارد. آسمان دارای هفت طبقه است. بهشت وجهنم هر کدام دارای هفت طبقه و درجه هستند و طواف خانه خدا هفت دور است، موسیقی ایران و یونان هفت دستگاه داد، هفت نوع ساز بادی وجود دارد و علاوه بر این هفت نت موسیقی وجود دارد(دو، ر، می، فا، سل، لا، سی) و…

ب) تاریخچه:

در سال ۱۸۸۹ میلادی کتابی ار یک جهان گرد منتشر شد که، از جمله روش شمردن را در میان قبیله ای از تورس شرح داده است. اینها برای شمردن تنها از دو واژه استفاده می کردند: یک و دو. برای عدد سه می گفتند «دو و یک » برای چهار «دو و دو»، برای پنج «دو و دو یک » و برای شش «دو و دو و دو» ولی برای عددهای بزرگ تر از ۶، هر قدر بود، می گفتند «خیلی ». گرچه این آگاهی مربوط به پایان سده ی نوزدهم است ولی می تواند گواهی بر شیوه ی شمردن در آغاز شکل گیری مفهوم عدد در میان انسان های نخستین باشد. بعد ها که برای عددهای بزرگتر هم نامی در نظر گرفتند به احتمالی برای عدد «هفت» از همان واژه ی قبلی «خیلی» یا «بسیار» استفاده کردند. عدد هفت که سده های متوالی برای آنها نا شناخته بود، اندک اندک به صورت عددی مقدس در آمد. وقتی که مصری ها، بابلی ها و دیگر امت ها توانستند پنج سیاره ی نزدیک تر به خورشید را بشناسند، با اضافه کردن ماه و خورشید، به عدد هفت رسیدند و این بر تقدس عدد ۷ افزود وقتی در قصه های کهن تر، که تا زمان ما هم ادامه پیدا کرده است، صحبت از شهری می شود که هفت برج و هفت بارو داشت، به معنای آن است که این شهر برج و باروهای بسیار داشت. هفت آسمان و هفت دریا و هفت کشور، به معنای آسمان ها و کشور ها و دریاهای بزرگ است نه هفت آسمان و هفت دریا (نه کم و نه زیاد ). هنوز در زبان فارسی اندرز می دهند « هفت بار گز کن یک بار پارچه کن ». این جمله به معنای آن نیست که برای دقت کار و کم کردن اشتباه در اندازه گیری یا هر کار دیگری باید درست ۷ بار آزمایش کرد، نه شش یا هشت بار. در اینجا هم هفت به معنی «بسیار» است. عدد۱۳ هم چنین سرنوشتی دارد….

ب) هفت و…

نزد بسیاری از اقوام عهد باستان «هفت» عدد ویژه ای بود. در فلسفه و نجوم مصریان و بابلی ها، عدد هفت به عنوان مجموع هر دو زندگی، سه و چهار، جایگاه ویژه ای داشت.(پدر و مادر و فرزند؛ یعنی سه انسان، پایه و اساس زندگی هستند و عدد چهار مجموع چهار جهت آسمان و باد است.)
ایرانیان قدیم در آیین زرتشت، اهورامزدا را مظهر پاکی میدانستند و برای او هفت صفت را بر می شمردند و در مقابل او اهریمن را پدید آورنده ی پلیدیها می دانستند و می گفتند در پیرامون اهورامزدا فرشتگانی هستند که مظاهر صفات حسنه هستند و برای احترام به آن ها که اول هرکدامشان سین بود هنگام سال تحویل سفره می گستراندند و هفت قسم خوراکی که نام هریک با سین شروع می شود: سیر، سرکه، سیب، سماق، سمنو، سنجد، سکه، و سبزی را سر سفره می گذاردند که به سفره ی هفت سین معروف بود.
برای فیلسوف و ریاضیدان یونانی«فیثاغورث» نیز عدد هفت، مفهموم ویژه ی خود را داشت که از مجموع دو عدد سه و چهار تشکیل می شود: مثلث و مربع نزد ریاضیدانان عهد باستان اشکال هندسی کامل محسوب می شدند، از این رو عدد هفت به عنوان مجموع سه و چهار برای آن ها عدد مقدسی بود. علاوه بر این در یونان هر هفت سیاره را خدایی میدانستند : سلن، هیلیوس،آرس،هرمس، زئوس، آفرودیت و کرونوس.
یهودیان قدیم نیز برای عدد هفت معنای ویژه ای قایل بودند. در کتاب اول عهد عتیق (تورات) آمده است که خداوند جهان را در شش روز خلق کرد، در روز هفتم خالق به استراحت پرداخت. موسی در ده فرمان خود از پیروانش می خواهد که این روز آرامش را مقدس بدارند(روز شنبه و روز تعطیل یهودیان). علاوه بر این در آن کتاب مقدس هفت با عنوان عدد تام و کامل نیز استعمال شده است. از آن زمان عدد هفت نزد یهودیان و بعد ها نیز نزد مسیحیان که عهد عتیق را قبول کردند، به عنوان عددی مقدس محسوب می شد.
به این ترتیب بود که از دوران باستان هفتگانه های بیشماری تشکیل شدند: یونانیان باستان همه ساله هفت تن از بهترین هنرپیشگان نقش های سنگین و غمناک و نقش های طنز و کمدی را انتخاب میکردند. آن ها مانند رومی های باستان به هفت هنر احترام میگذاشتند. روم بر روی هفت تپه بنا شده بود. در تعلیمات کلیسای کاتولیک هفت گناه کبیره(غرور، آزمندی، بی عفتی، حسد، افراط، خشم و کاهلی) و هفت پیمان مقدس(غسل تعمید، تسلیم و تصدیق، تقدیس و بلوغ، ازدواج، استغفار و توبه، غسل قبل از مرگ با روغن مقدس، در آمدن به لباس روحانیون مسیحی) وجود دارد. برای پیروان محمد(ص) آخرین مکان عروج، آسمان هفتم محسوب می شود. در بیست و هفتم ژوئن هر سال، روز «هفت انسان خوابیده » مسیحیان یاد آن هفت برادری را که در سال ۲۵۱ بعد از میلاد، برای عقیده و ایمان خود، زنده زنده لای دیوار نهاده شده و شهید شدند، گرامی می دارند؛ مردم عامه می گویند که اگر در این روز باران ببارد، به مدت هفت هفته بعد از آن هوا بد خواهد بود، آن گاه انسان باید هفت وسیله ی مورد نیازش را بسته بندی کند و با چکمه های هفت فرسخی خود به آن دورها سفر کند. صور فلکی خوشه ی پروین یا ثریا به عنوان «هفت ستاره» معروف است، در حالی که حتی با چشم های غیر مسلح میتوان در این صورت فلکی تا یازده ستاره را دید.
عرفای بزرگ عشق و وصال را در هفت مرحله و هفت وادی نشان داده اند و فاصله ی بین هستی و تباهی را پنچ مرحله دانسته اند.
در افسانه ها نیز با هفت سحر آمیز برخورد می کنیم: سوار ریش آبی هفت همسر داشت، سفید برفی با هفت کوتوله پشت هفت کوه زندگی می گرد و افسانه ی اژدهای هفت سر…
علاوه بر این می توان به هقت اقلیم، هفت اورنگ، هفت دفتر شاهنامه، هفت پیکر، هفت هیکل، هفت گناه کبیره، هفت خان رستم، هفت الوان، هفت گنج، هفت رکن نماز،هفت تحلیل و هفت طواف (در اعمال حج)، هفت قبله(مکه، مدینه،نجف،کربلا،کاظمین،سامرا،مشهد) و… اشاره کرد و به این ترتیب بود که تعداد بیشماری هفتگانه در دنیا بوجود آمد و به عدد هفت تقدس خاصی بخشید.

نویسنده:فرضی

|+| نوشته شده توسط سایت در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 و ساعت 19:52 | 
طراحي فعاليت هاي آموزشي

موضوع درس: مقاومت الکتريکي

  وسايل مورد نياز:

مولد - آمپرسنج - ولت سنج - لامپ - کليد - سيمهاي رابط  



  1- ورود به کلاس و سلام و احوالپرسي (2 دقيقه)

پس از ورود به کلاس و سلام و احوالپرسي و کنترل کلاس از لحاظ حضور و غياب دانش آموزان دو يا سه دقيقه اي را از احوال ورود حيات دانش آموزان جويا مي شوم و معمولاً در اين گفتگو نکاتي چند اجتماعي و اخلاقي در رفتار يا کردار را براي آنها ذکر مي کنم. دقت در احوال دانش آموزان و آماده کردن آنها از لحاظ روحي براي کلاس و درس يکي از مهمترين کارهايي است که هر دبيري بايد در ابتداي تدريس به آن همت گمارد.  



  2- بررسي تکاليف و پرسش از درس قبل ( 4 دقيقه)

هميشه ابتداي کلاس چند دقيقه اي را به بررسي تکاليف داده شده به دانش آموزان از جلسه قبل و پرسش از آنان اختصاص مي دهم. چون اولاً دادن تکليف براي جلسه بعد باعث مي شود که دانش آموز درس داده شده را مطالعه کند و به تمرينهاي جواب دهد و دوم اينکه پرسش اول کلاس باعث مرور درس قبل و جواب به سؤالاتي که ذهن در دانش آموز شکل گرفته مي شود و همچنين معلم را از ميزان يادگيري آنها را در درس قبل آگاه مي کند.
در اين جلسه از درس قبل که مربوط به جريانهاي الکتريکي بوده است، سؤال پرسيده مي شود. با بردن بعضي از دانش آموزان به پاي تخته و سؤال از جريانهاي الکتريکي و همچنين دادن مسأله به آنها ميزان فهم و درک آنها را از جريان الکتريکي ارزيابي مي کنم. چون لازمه درس بعدي فهم جريان الکتريکي مي باشد. سؤالاتي از قبيل: جريان الکتريکي چيست؟ چه عاملي باعث جريان مي شود؟ چه عواملي روي بيشتر يا کمتر بودن جريان تأثير گذار است؟ وجود جريان در کجاها کاربرد دارد؟ و مسأله براي محاسبه جريان در يک رسانا.
 



  3- مرور درس قبل (3 دقيقه)

هرچند در پرسشهايي که در ابتداي کلاس مطرح مي شود خود به خود درس قبل مرور مي شود؛ اما لازم است هميشه قبل از مطرح کردن درس جديد درس جلسه قبل مرور شود. اين کار هم باعث آمادگي ذهني دانش آموزان براي درس جديد مي شود و هم ممکن است سؤالاتي از جلسه قبل تا اين جلسه در مطالعه يا تحقيق انجام شده از طرف آنها برايشان مطرح شده باشد که مي توان به آنها پاسخ داد يا آنها را بررسي کرد. چون معمولاً يکي از کارهايي که هميشه در پايان يک موضوع درسي انجام مي دهم تشويق دانش آموزان به تحقيق در رابطه با آن موضوع درسي مي باشد که معمولاً اين کار را با تشويق دانش آموزان چه به لحاظ نمره يا چيز ديگر همراه مي کنم و در فعاليت کلاسي يا غير کلاسي دانش آموزان انجام و تهيه ي تحقيق بيشترين امتياز را براي آنان به همراه دارد که البته اين کار نتيجه ي بسيار خوبي تاکنون داشته از جمله انتخاب چند تا از اين تحقيقها و کارهاي علمي دانش آموزان اين دبيرستان به جشنواره ي خوارزمي بوده است.  



  4- طرح موضوع درس جديد و ذکر اهميت آن ( 2 دقيقه)

درس جديد را هميشه با نوشتن موضوع آن بر روي تخته شروع کرده و ابتدا درباره ي اهميت موضوع درسي از لحاظ درسي، علمي و کاربردي آن در زندگي روزمره چند دقيقه را صحبت مي کنم تا ذهن دانش آموزان کاملاً تشنه ي موضوع درس جديد شود و علاقه ي آنها به يادگيري آن تحريک شود. درس اين جلسه که مقاومت است از اهميت و کاربرد خيلي زياد مقاومت براي آنها مي گويم و اينکه امروزه کمتر وسيله ي برقي را مي توان يافت که مقاومت در آن به کار نرفته يا نقشي نداشته باشد و اينکه مقاومت يکي از اجزاي مهم الکترونيکي مدارها مي باشد و در تمام قسمتهاي الکتريسته دائم با آن سر و کار خواهيم داشت و مسائلي از اين قبيل ....  



  5- شروع درس جديد با استفاده از بارش مغزي (15 دقيقه)

درس را با طرح يک سؤال به عنوان بارش مغزي آغاز مي کنيم، مانند: مقاومت به چه معناست - کلمه ي مقاومت شما را به ياد چه چيزي مي اندازد - مقاومت را در کجاها مي توان مشاهده کرد؟ اين کار باعث مي شود که اولاً دانش آموزان در جريان درس وارد شوند و همچنين جرأت ابراز نظر در مورد موضوعي جديد پيدا مي کنند و اين خود مي تواند به لحاظ اجتماعي تأثيري زيادي در زندگي آنها داشته باشد. براي شروع توضيح در مورد درس تا جايي که بتوان سعي مي شود از جوابها و نظريات خود دانش آموزان استفاده شود تا باعث تشويق و اعتماد به نفس آنان شود. در حين توضيح درس که موضوع آن مقاومت است سعي مي شود از مثالهاي ساده و قابل فهم استفاده شود.  



  6- استفاده از وسايل کمک آموزشي در فرآيند تدريس

استفاده از وسايل کمک آموزشي تأثير زيادي بر روي يادگيري دانش آموزان دارد. چون ديدن سهم زيادي در يادگيري دارد و ماندگاري آن هم در ذهن بيشتر است. اينکه فقط تئوري بگوييم مقاومت چيست و چه شکلي دارد و چگونه افزايش و کاهش آن روي جريان تأثير دارد مؤثر نخواهد بود؛ اما اگر در حين درس آزمايش شود و همزمان ببينند کامل درک خواهند کرد و توجيه خواهند شد. از طرفي استفاده از وسايل باعث تنوع براي دانش آموز و جلوگيري از خستگي زودرس براي آنان خواهد شد.  



  7- استفاده از پرسش و پاسخ در جريان تدريس

از اول تا آخر تدريس بايد از پرسش و پاسخ در فرآيند تدريس استفاده کرد؛ چون اولاً هميشه دانش آموز حواسش به درس خواهد بود و در جريان تدريس قرار خواهد داشت و دوم اينکه گوش کردن به مدت زياد باعث خستگي زودرس خواهد شد و پرسش و پاسخ از دانش آموز باعث جلوگيري از اين خستگي و جلوگيري از رؤيايي شدن دانش آموز خواهد شد.  



  8- نتيجه گيري و خلاصه ي درس (3 دقيقه)

پس از اتمام درس، جمع بندي درس و بيان خلاصه ي درس از کارهاي مهم مي باشد. چون معمولاً در فرآيند تدريس در پرسش و پاسخهاي زياد پراکندگي پيش مي آيد، لذا بايد در خاتمه تدريس نتيجه گيري از درس به عمل آيد و خلاصه ي درس براي دانش آموزان بيان شود.  



  9- پرسش پاياني براي اطمينان از حصول يادگيري (3 دقيقه)

در وقت پاياني پرسش از يکي دو تا از دانش آموزان مي تواند ميزان يادگيري درس را براي ما محک بزند و نقاط قوت و ضعف قسمتهاي مختلف موضوع درس را از نظر يادگيري براي ما مشخص خواهد کرد.  



  10- دادن تکليف براي جلسه ي بعد و اتمام کلاس (3 دقيقه)

در پايان، برا ي جلسه ي بعد چند تمرين و مسأله براي دانش آموز داده شود تا براي جلسه ي بعد حل کنند تا دانش آموزان براي جلسه ي بعد مطالعه انجام دهند و با حل مسأله ها به يادگيري بيشتر موضوع درس بپردازند و همچنين در اين تکاليف مي توان دانش آموز را تشويق به انجام تحقيق در مورد موضوع درس نمود که واقعاً تأثير زيادي در باروري ذوق علمي و يادگيري دانش آموزان خواهد داشت.  

|+| نوشته شده توسط سایت در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 و ساعت 15:50 | 
مشاوره

 

مشاوره    آموزش     سنجش   
سه ابزاری هستند که اگر از آنها به خوبی استفاده کنی قطعا به قله خودت خواهی رسید .

اول مشاوره :

من مشاوره را تشبیه می کنم به چراغ پر نوری که مسیر رسیدن به مقصد را برات روشن می کنه تو مشاوره  خیلی چیزها می شنوی مثل اینکه :

  1. روش مطالعه فلان درس چیه ؟
  2. ساعت مطالعه مناسب برای درس چقدره ؟
  3. برای تست زدن چه زمانی باید گذاشت ؟
  4. بهترین منبع مطالعات که می تونی برای تثبیت درسی که خواندی استفاده کنی چه کتابی است ؟

 روش هاي مطالعه

بعد از اينكه برنامه مطالعه را تهيه كرديد بايد روش مطالعه داشته باشيد.
حتماً شما نيز بارها شنيده ايد كساني راكه مي گويند: مطالب حفظي را هر
چند بار كه مي خوانم نمي توانم حفظ كنم يا تمركز حواسم را از دست مي دهم
و حواسم جا هاي ديگري مي رود يا اينكه كلاً حفظيات من ضعيف است. چنين
افرادي يا از روش هاي صحيح مطالعه آگاهي ندارند يا نحوه بكار گيري آنرا
نمي دانند. زيرا با روش مطالعه مناسب مي توان به ميزان قابل توجهي در وقت
و انرژي صرفه جويي كرد. به روش هاي مطالعه زير توجه كنيد:

1- خواندن اجمالي: در اين روش مي توانيم در يك زمان كوتاه چند ثانيه اي
يا چند دقيقه اي يك آشنايي كلي از مطلب بدست آورده ، به ميزان دشواري آن
پي برده و سوالاتي براي خودمان مطرح سازيم.

2- تند خواني : هدف اين روش كسب آشنايي كلي با مطالب كتاب از طريق مرور
آن با يك سرعت فوق العاده است. ديد زدن اساسي ترين فن اين روش ، عبارت
است از يك جريان موزون حركت چشم و ذهن از روي مطالب كتاب.

3- عبارت خواني: در ان روش به جاي خواندن كلمات ، عبارات و جملات خوانده
مي شود و هدف آن درك كامل مطالب و رابطه بين آنهاست كه منجر به تمركز
حواس موقع مطالعه مي گردد.

4- دقيق خواني: هدف اين روش درك كامل مطالب خوانده شده و نگهداري آنها به
طرزي منظم و منطقي در حافظه است به نحوي كه ياد آوري آنها براي استفاده
هاي بعدي ميسر باشد.فنوني كه در اين روش بكار گرفته مي شود عبارتند از
سازمان دادن معاني و مفاهيم در ذهن ، حاشيه نويسي علامت گذاري و خلاصه
كردن.

5- خواندن تجسسي: در اين روش از طريق سوال كردن و يافتن جواب سوالات ،
دامنه تمركز حواس و درك عمق معاني افزايش يافته و زمان نگهداري مطالب در
حافظه زيادتر شده و از تنباي و كسالت در مطالعه جاو گيري مي شود.

البته روش هاي مطالعه نام هاي متنوعي از قبيل SQ3R وغيره به خود گرفته كه
جوهر كلام آنها و خلاصه روش هايي كه در بالا به آن ها اشاره شد همان روش
مطالعه (پس ختام)است كه مخفف پيش خواني ، سوال كردن ، دقيق خواني ،از بر
گفتن و مرور كردن مي باشد.

روش مطالعه (پس ختام)

اين روش آسان ترين و عملي ترين روش مطالعه دروس حفظي و متکي بر درک معني
و مفهوم مطالب بوده و در صورت کاربرد صحيح آن بعد از مدت کوتاهي به صورت
عادت در آمده و اجراي مراحل شش گانه آن خيلي سريع صورت گرفته و در وقت و
انرژي شما براي مطالعه تاثير شگرفي خواهد داشت.

نحوه اجرا:

ابتدا موضوع يا عنوان و منظور کلي از بخش ِ فصل و درس را مشخص نموده و
اولين پاراگراف در س را براي مطالعه انتخاب و مراحل زير را به ترتيب اجرا
نماييد:

توجه:در اين روش تمامي پاراگراف هاي يک متن يا درس چه مهم يا غير مهم و
اينکه خود کتاب يا معلم از اين قسمت سوال تعيين بکند يا نه ِ مطالعه
خواهد شد. چون هدف احاطه کامل بر موضوع مي باشد.

ا- پ (پيش خواني) پاراگراف انتخابي را يک بار بخوانيد. در اين مرحله هدف
اين است که بفهميم چه مطالب و مفاهيمي در پاراگراف گنجانده شده و اينکه
ايا نويسنده حرف مهمي براي گفتن دارد؟

?- س (سوال کردن) در اين مرحله سعي کنيد براي مطالب و مفاهيم مهم
پاراگراف سوال طرح نماييد.زير مطلب مهم خط کشيده و براي آن سوال بنويسيد.

?-خ (خواندن دقيق) يک بار ديگر پاراگراف رابخوانيد و سوالات خود را از
نظر بگيريد و از ذهن خود بگذرانيد که مثلاْ اي پاسخ براي فلان سوال است.

?- ت (تفکر کردن) در اين مرحله در مورد مفهوم سوال و پاسخ آن به تفکر
بپردازيد. يعني ببينيد آيا مطالب از لحاظ عقلي و منطقي درست به نظر مي
آيند و آيا با مطالب قبلي که در درس هاي قبلي در اين مورد ياد گرفته ايد
هماهنگي دارند؟اين کار باعث درک و به ياد سپاري آسان مطالب مي شود.

?- الف (از بر گفتن) در اين مرحله پاسخ سوالات خود را بدون نگاه کردن به
کتاب همانطوري که درک کرده و فهميده ايد براي خود باز گويي کنيد.

?- م (مرور کردن) اگر لازم ديديد يکبار ديگر از روي متن کتاب سوالات و
پاسخ هاي آنهارا مرور کنيد. يعني اول سوال بعد پاسخ کتاب را بخوانيد.

نترسيد! اين مراحل وقت زيادي نمي گيرد و در صورت تکرار و عادت اين عمل
بطور ذهني و در عرض چند ثانيه تا چند دقيقه براي هر پاراگراف انجام مي
گيرد.

|+| نوشته شده توسط سایت در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 9:40 | 
نقش ورزش در افسردگی
افسردگي در واقع يك بيماري فراگير و لطمه زننده به روح و روان آدمي است كه از مشخصات آشكار آن احساس پوچ بودن و ناراحتي؛احساس نا اميدي وبي ارزش بودن و تفكرات منفي است.
فرد مبتلا به افسردگي داراي رفتار كند و آهسته است. محققان علوم رفتاري ميگويند كه افسردگي هاي پيشرفته نشانه ها و علائمي هستند كه مي توانند فعاليتهاي روزمره ، مطالعه ، خواب ،‌ خوراك وشركت در فعاليت هاي خوشايند و سرگرم كننده را تحت تاثيرقرار دهند.
دهد. به نظر محققان در نوع ديگر افسردگي ، اختلال رواني داراي نشانه هايي از طولاني مدت است . و براساس آن شخص از انجام فعاليت هاي روزانه يا برخورداري از احساساتي خوب و دلپذيرمحروم مي شود ودوره هاي پريشان خاطري قابل توجهي را در برخي از برهه هاي زندگي طي ميكند.
يك نوع ديگر افسردگي در واقع يك اختلال روحي شيدا گونه است كه نام بيماري افسردگي دو قطبي را گرفته است. اين نوع از ابتلا به افسردگي و پريشان خاطري، در بيشتر مواقع،تفكر؛قدرت تشخيص وحتي رفتارهاي اجتماعي را تحت تاثير قرار ميدهد،كه به بروز مشكلات جدي براي شخص و اطرافيان منجر مي شود.
علائم افسردگی:
خلق فرد افسرده مي‌شود، يعني غمگيني طولاني مدت دارد.
علاقه مندي وي نسبت به علايق گذشته‌اش از دست مي‌رود و غالبا بي‌حوصله است.
كم اشتهايي او را مي‌آزارد و غذا نمي‌خورد ، البته در برخي انواع آن پرخوري شيوع دارد.
خواب فرد مبتلا غالبا دچار مشكل مي‌شود معمولا نيمه شب بيدار مي‌شود و تا صبح نمي‌تواند بخوابد و كسل است در جوانان مبتلا، پر خوابي شيوع دارد .
افسردگی معمولاً با اضطراب همراه و بی خوابی و بی قراری در فرد شیوع دارد
غلبه بر افسردگی و افزایش نگرش مثبت :
ازعلت افسردگي خود آگاه بوده و سعي كنيد نسبت به آينده خوش بين باشيد‍، افكار منفي خود را شناخته و آنها را با افكار مثبت تعويض كنيد. بر تجارب مثبت تمركز كنيد.
فهرستي از تكاليف مثبت هفتگي تهيه كنيد.
از نظر اجتماعي فعال باشيد.
جدولي از فعاليت هاي روزمره هفتگي تهيه كنيد و افزودن فعاليت هاي اجتماعي را فراموش نكنيد.
تفريحاتي براي خود پيدا كنيد.
هرگاه احساس تنش مي كنيد، از روشهاي خود آرام بخشي استفاده كنيد. به عنوان مثال، براي چندين دقيقه و تا زمان ايجاد آرامش در كل بدنتان بطور آرام و آهسته نفس بكشيد.
اهداف واقع گرايانه اي انتخاب كنيد.
براي فعال نگهداشتن خود، كاري داوطلبانه انجام دهيد.
بپذيريد كه هركسي توانايي هاي متفاوت خود را دارد و شما بر ويژگي ها و اعمال مثبت خودتان تمركز كنيد.
به هنگام بيان مطالب ، جرأتمند باشيد.
سعي كنيد نقاط قوت خود را شناخته و توسعه دهيد.
روزانه ورزش كنيد و فعالیت بدنی مستمر داشته باشید .
ورزش راهی برای درمان :
زمينه ايجاد بيماريهاي رواني، بحث پيرامون انتقال دهنده هاي عصبي و عدم كاركرد صحيح آن (كاهش يا افزايش دوپامين و سروتونين و...) در بروز بيماريهاي رواني انكارناپذير است و يكي ديگر از تأثيرات مثبت ورزش تنظيم در ميزان انتقال دهنده هاي عصبي در سلول عصبي و در نتيجه تعادل و توازن در كاركرد عصبي شخص و كاهش حالت نابهنجاري هاي رواني است
در مطالعه دکتر وايلس 1150 مرد انگليسي ميانسال طي 10 سال مورد بررسي قرار گرفتند و نتيجه تحقيق حاكي از آن بود مرداني که ورزش منظم دارند يک چهارم کمتر از سايرين به حالت افسردگي يا بيماري هاي اضطراري دچار مي شوند.
مدت ها است كه فعاليت بدني به عنوان راهي براي كسب تناسب اندام و رفع فشار خون بالا، ديابت، چاقي و ديگر بيماري ها هواداران خود را دارد. تحقيقات در حال گسترش نشان مي دهد كه فعاليت جسمي مي تواند سبب تخفيف نشانه هاي برخي اختلالات رواني مثل اضطراب و افسردگي و مانع عود بعد از درمان شود.
ورزش منظم سلامت جسمی و روحی راحفظ می کند به این صورت که با کاهش خطر ابتلا به بیماری های مزمن امید به زندگی را افزایش می دهد و باعث ایجاد شور و نشاط (رفع افسردگی ) جهت انجام فعالیت های روزانه می گردد . ورزش صحیح به بدن کمک می کند تا در کنترل سیستم عصبی به دست آوردن اعتماد به نفس ، کارکردن و تصمیم گیری صحیح در شرایط بحرانی موفق تر عمل کند . افسردگی و فشار روحی به غیر از آن که با شرایط روحی و اعتماد به نفس شخص در ارتباط می باشد با شرایط جسمانی نیز مرتبط است .
انجام تمرینات ورزشی باعث می شود بدن فشار خون خود را تنظیم کند و سیستم های عصبی در مواقع خاصی عکس العمل بهتر نشان دهند . به این ترتیب بدن می تواند کنترل بهتری در شرایط بحرانی و فشارهای روحی داشته باشد . از سویی قدرتمند شدن عضلات باعث می شود شخص از نظر تیپ بدنی بتواند اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد . انجام هر نوع ورزشی به طور مستمر و از روی برنامه قابلیت غلبه بر افسردگی را افزایش می دهد اما می توان گفت هرچه ورزش دارای حالت استقامتی باشد نقش بیشتری د رکاهش افسردگی ایفا می کند .
ورزش مستمر به طوريكه بدن شروع به تعرق كند و،به طور كلي ورزش توام با تعريق و افزايش ضربان قلب ،كاهش اضطراب و افسردگي را سبب مي شود همچنين باعث افزايش ترشح آنزيم هاي اندورفين، دانپورفين و انكفالين شده كه اثر تسكين دهنده و آرامش بخش دارند.

منابع:
اينترنت، بخش مقالات
افسردگي و ورزش " مقاله‌اي به قلم دكتر "عليرضا غفاري نژاد"
مقاله : تاثير فعاليت بدني بر اضطراب و افسردگي (مجید علیلو)
درمان افسردگي با ورزش (كيومرث جباري)
دكتر حسين نجمي، استاد دانشكده علوم توانبخشي دانشگاه علوم پزشكي ايران
( برگرفته از سازمان تربیت بدنی )
|+| نوشته شده توسط سایت در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 9:32 | 
ورزش صحبگاهی

دانش آموزان سلام_چه ساعتی از روز بهترین زمان برای تمرینات ورزشی است جواب این سوال این است: هر ساعتی که مایل باشید ، اما مسئله ی مهم فقط بر گزار کردن آن است.
ورزش های مداوم قلبی-عروقی مثل پیاده روی، پله نوردی و دوچرخه سواری به مدت حداقل 30 دقیقه در روز موجب سوختن چربی می شود و اهمیتی ندارد که چه ساعتی از روز صورت می گیرد.
اما ، اگر می خواهید از هر دقیقه ی آن نهایت استفاده را ببرید، بهتر است که زودتر از خواب بیدار شده و صبح ها قبل از نخستین وعده ی غذایی این تمرینات را انجام دهید.
بر گزاری تمرینات با شکم خالی سه مزیت عمده در مقایسه با دیگر ساعات دارد:
صبح زود قبل از خوردن هر چیزی، سطح گلیکوژن در ماهیچه ها و کبد پایین است. اگر ساعت 7 شب شام صرف می کنید و ساعت 7 صبح نیز صبحانه تان را میل می کنید، 12 ساعت بدون غذا خوردن را گذرانده اید ، در این 12 ساعت گرسنگی و غذا نخوردن سطح گلیکوژن پایین می آید تا گلوکز مورد نیاز بدن را تامین کند. در نتیجه، شما با بدنی خالی از گلیکوژن و سطح قند پایین از خواب بیدار می شوید و بدن آماده سوزاندن چربی هاست. میزان چربی که می توانید بسوزانید نامشخص است اما تحقیقات نشان داده است که در این حالت تا 300 در صد بیشتر چربی می سوزانید
. دومین مزیت انجام تمرینات صبح زود آثاراین ورزش ها است. وقتی تمرینات ورزشی قلبی-عروقی را انجام می دهید، نه فقط در تمرینات چربی می سوزانید، بلکه همچنان پس از اتمام تمرینات نیز چربی می سوزانید. چرا؟ چون تمرینات شدید متابولیسم بدن را حتی برای ساعت ها پس از تمام شدن ورزش بالا نگاه می دارد.اگر تمرینات را هنگام شب انجام دهید، در طی تمرین چربی می سوزانید اما از مزیت دوم دیگر بهره ای نخواهید برد چون وقتی به خواب می روید متابولیسم بدنتان سریعاً پایین می آید وسوزاندن چربی فقط دلیل انجام تمرینات در صبح زود نیست.سومین مزیت انجام تمرینات صبح زود، اشتیاق و انرژی است که همه ی روز با شما می ماند. هر چه تمرینتان دشوار تر باشد، میزان این انرژی و شور و شوق به دست آمده هم بیشتر خواهد شد.ممکن است صبح زود از خواب بیدار شدن برایتان دشوار باشد، اما همیشه کارهای سختی را که به اتمام رسانده اید را به خاطر داشته باشید. چقدر برایتان شیرین و عالی بوده است... برای انجام این کار همیشه نتایجی را که به دست خواهید آورد در ذهن نگاه دارید. کم کم این مسئله برایتان به صورت عادت درخواهد آمد و دیگر دشواری روزهای اول را نخواهید داشت.

 فراتر از همه اينها، مسئله مهمي که بايد در ذهن داشته باشيد، اين است که تحقيقات همه و همه ثابت مي کنند که فعاليت هاي ورزشي فوايد بسيار زيادي براي شما دارد.
پس اگر وقت نمي کنيد که براي انجام فعاليتهاي ورزشي به باشگاه يا مکان هاي ورزشي برويد، فعاليت هاي کوچکي مثل بالا و پايين آمدن از پله يا يک پياده روي کوتاه هم مي تواند برايتان مفيد باشد.
جمعيت بسيار زيادي از مردم به خاطر داشتن اضافه وزن و نداشتن فعاليت ورزشي کافي در معرض ابتلا به مشکلات و بيماري هاي مختلف هستند.
آمار نشان مي دهد که تقريبا دو سوم افراد بزرگسال به اندازه کافي فعاليت جسمي ندارند و يک چهام آنها به طور کلي هيچ ورزشي انجام نمي دهند.
هميشه يادتان باشد، هر ورزشي، هرچقدر هم که کوچک، باز بهتر از ورزش نکردن است

|+| نوشته شده توسط سایت در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 9:28 | 
اثر بازي هاي رايانه اي بر فعاليت هاي ذهني و شاخص هاي ايمني شناختي كودكان

روان – عصب – ايمني شناسي – به حوزه بين رشته اي جديدي اطلاق شود که در آن تعامل عوامل روان شناختي با وضعيت هاي عصب شناختي و ايمني شناختي مورد مطالعه قرار مي گيرد. مطالعات نشان مي دهند که شرايط سو روان شناختي (مثلا تنيدگي هاي مزمن) يا هيجان هاي منفي با ميانجي هاي عصب شناختي، هورموني و ايمني شناختي مي توانند، آسيب پذيري جسماني آزمودنيها را در مقابل آسيب زاهاي محيطي افزايش دهند. در اين تحقيق به منظور بررسي اثر بازي هاي رايانه اي و هيجان هاي متعاقب آنها بر مقادير کورتيزول صبحگاهي و شامگاهي 16 دانش آموز سال دوم راهنمايي با ميانگين سني 12.6 سال از يک مدرسه راهنمايي نمونه شبانه روزي به صورت تصادفي انتخاب شدند و به روش جايگزيني تصادفي در قالب طرح سولومون، در چهار گروه قرار گرفتند. دو گروه آزمايشي، 27 روز و هر روز به مدت شصت دقيقه به بازي هاي رايانه اي مختلف پرداختند. نمونه هاي خون صبحگاهي و شامگاهي، در آغاز و پايان مطالعه، بر اساس طرح سولومون، از آزمودني ها گرفته شد و نتايج با استفاده از روش تحليل واريانس بررسي شدند. يافته هاي ما نشان داد که بازي هاي رايانه اي به طور معنادار، کورتيزول صبحگاهي (P=0.01) و کورتيزول شامگاني (P<0.05) را افزايش مي دهد. با توجه به تغييرات رواني فيزيولوژيک ارگانيزم تحت هيجان و آثار ضعيف ساز هورمون کورتيزول بر نظام ايمني بدن، اين نتايج مي توانند يافته مهمي در مقوله مطالعات تنيدگي – بيماري و حوزه هاي مشابه باشند.

 
كليد واژه: بازي هاي رايانه اي، كورتيزول، هيجان
 
 

يکي از جالب ترين خيزش هاي پژوهشي محققان روان عصب ايمني شناسي، بررسي اثر هيجان هاي رايانه هاي بر وضعيت هاي روانشناختي و قابليت هاي فيزيولوژيک کودکان و بزرگسالان است. اگر چه در زمينه آثار مختلف اين گروه از هيجان ها، بر برخي از شاخص هاي فيزيولوژيک و روانشناختي، داده هاي قابل توجه و چالش برانگيزي در دست است، اما با توجه به اهميت قلمرو مطالعات روان عصب ايمني شناسي، و حساسيت کارکردي و ساختاري عوامل فيزيولوژيک و تغييرپذيري تاثيراتي که هيجان هاي رايانه هاي بر وضعيت هاي روانشناختي به جا مي گذارند، اين قبيل داده ها را بايد با احتياط و دقت فراوان تحليل کرد. در اين تحقيق، به منظور بررسي اثر هيجان هاي ناشي از بازي هاي رايانه اي بر فعاليت هاي ذهني و شاخص هاي ايمني کودکان به طور تصادفي، 16 آزمودني با ميانگين سني ۱۲.۶ سال از مقطع دوم راهنمايي انتخاب و طبق طرح تحقيقي چهار گروهي سولومون به طور تصادفي به چهار گروه تقسيم شدند. پيش آزمون و پس آزمون اين تحقيق، اندازه هاي مربوط به فعاليت هاي ذهني – انتزاعي (فضايي)، و درصد سلول هاي ايمني بود که از طريق آزمون هوشي مکعب هاي کهس و آزمايش شمارش کامل سلول هاي خون (C.B.C) به دست آمدند. دو گروه آزمايشي، روزانه يک ساعت، طي 27 روز در معرض چهار الگوي بازي هاي هيجاني رايانه اي قرار گرفتند، اما دو گروه گواه، تحت شرايط مشابه، در معرض متغير آزمايشي قرار نگرفتند. نتايج بررسي داده ها به شيوه تحليل واريانس نشان داد که هيجان هاي ناشي از بازي هاي رايانه اي، موجب افزايش معنادار خطاهاي آزمودني ها در آزمون کهس (P<0.005) و تغييرات معنادار شاخص هاي مربوط به درصد لنفوسيت ها (P<0.001)، ايوزينوفيل ها (P<0.005) و نوتروفيل هاي خون (P<0.005) آنان مي شود.

 

 
كليد واژه: بازي هاي رايانه اي، آزمون مكعب هاي كهس، لنفوسيت، ايوزينوفيل، نوتروفيل
|+| نوشته شده توسط سایت در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 8:47 | 
خلاقیت
 

امروزه روان شناسان، جامعه شناسان و سایر دانشمندان ارزش و اهمیت «خلاقیت» را برای فرد و جامعه شناخته اند و بر آن تاکید می کنند: زیرا همگی به این واقعیت رسیده اند و معتقد شده اند که علم و هنر و تکنولوژی مدیون و محصول فرآیند خلاقیت آدمی هستند. اما با این وجود اهمیت خلاقیت در جامعه مخصوصاً در مدارس ما ناشناخته است و این ناشناختگی احتمالاً به دلایل زیر است :

خلاقیت را با نبوغ یکی می گیرند و آن را موروثی می دانند: این عقبه سنتی که فقط عده معدودی توانایی خلاقیت دارند: استدلال شده است که اشخاص سختکوش شایسته و باکفایت یا برخوردار از هوش برتر و سابقه شیر صفت هستند .


خلاقیت یک فرآیند است، نه یک محصول و نتیجه و محصول .

- خلاقیت فرآیندی هدفدار یا جهت دار، یا برای نفع شخصی یا برای نفع گروه اجتماعی .

- خلاقیت یکی از راه های تفکر است و مترادف هوش نیست که توانایی های ذهنی را در بربگیرد .

همه ما از توانایی خلاقیت برخورداریم و مشروط بر اینکه آن را در جهاتی قابل قبول از نقطه نظر اجتماع به کار گیریم، می توانیم هم اکنون از آن سود جوییم. لیکن باید توجه داشت که به کار گرفتن این توانایی به گونه یی باشد که عوامل بازدارنده ناشی از عادات، سنن و بینش ها، حداقل تاثیر ممکن را بر نتایج حاصله بگذارند .

هوش و خلاقیت

گزارش های متعدد درباره احوال اشخاص خلاق نشان می دهد که در سطوح هوشی پایینی بوده اند و این نیز مسلم شده است که اشخاص تیزهوش عموماً خلاق نیستند. مثلاً محصلان زرنگ و هوشمند متعددی را سراغ داریم که از بالاترین موفقیت تحصیلی برخوردارند لکن خلاق نیستند و غالباً کلیشه یی درس می خوانند یعنی گفته های معلمان را عیناً حفظ می کنند و پس می دهند و بیشترین امتیازات را می گیرند. در مقابل، محصلان خلاقی را نیز مشاهده کرده ایم که به روش ابتکاری می اندیشند یا عمل می کنند ولی از موفقیت تحصیلی برتر محرومند .

در هر صورت، مسلم است که هوش برتر و خلاقیت برتر هر دو از عوامل متعدد شخصی و محیطی متاثر می شوند. مثلاً در محیط مدرسه یی که به شیوه استبدادی و دستوری محض اداره می شود خلاقیت ظاهر نخواهد شد. به عبارت دیگر، همبستگی مثبت میان هوش و خلاقیت از این لحاظ است که هر دو به توانایی کسب معلومات مقبول بستگی دارند. خلاقیت در خلا انجام نمی گیرد بلکه معلوماتی را به کار می برد که قبلاً آموخته شده اند و این نیز به توانایی هوشی شخص بستگی دارد. بنابراین می توان انتظار داشت که کودک هوشمند، به شرط نبودن موانع، بتواند کودک خلاق هم بشود .

کشف خلاقیت

در گذشته اشخاص خلاق زمانی شناخته می شدند که عمل ابتکاری از خود نشان می دادند مثلاً نقاش خلاق تصویری بی مانند عرضه می کرد و اختراعات گوناگونی که در تاریخ می خوانیم سبب می شدند که مردم اشخاص خلاق را بشناسند. در خانواده ها و مدارس نیز همین وضع حاکم بود و هنوز هم حاکم است یعنی هر دو نهاد در انتظارند که کودکان امر فوق العاده یی انجام دهند یا چیزی اختراع کنند آن وقت خلاقیت آنها ظاهر می شود. لکن امروزه با توجه به ارزش حیاتی خلاقیت در زندگی انسان، روان شناسان سعی می کنند به طرق مختلف کودکان خلاق را هر چه زودتر بشناسند و تربیت خاص آنها را به مربیان توصیه کنند. به عبارت دیگر، علاقه امروز بیشتر روی شیوه های کشف خلاقیت نهایی )potential( یا بالقوه متمرکز است تا بتوان فرصت لازم برای رشد آن را فراهم ساخت. البته، کشف خلاقیت بالقوه نیز کار بسیار دشواری است. با این وجود تاکنون زیاد سعی شده است که آزمون هایی برای سنجش بعضی از جنبه های خلاقیت بسازند. اولیا می کوشند خلاقیت کودکان را با تعیین چگونگی ابتکار آنها در حل مسائل تشخیص دهند و به پرورش بپردازند. در هر حال آنچه مسلم است در حال حاضر برای تشخیص خلاقیت در کودکان راهی جز توجه به فعالیت های آنها نداریم .

رشد خلاقیت

مطالعات درباره خلاقیت نشان می دهند که رشد آن از یک الگوی قابل پیش بینی پیروی می کند. معمولاً خلاقیت در سال های اول زندگی و پیش از هر چیز در بازی های کودک ظاهر می شود. به تدریج به جنبه های دیگر زندگی یعنی مدرسه، فعالیت های تفریحی و مشاغل دیگر گسترش می یابد. تولیدات خلاق معمولاً در سال های 30 و 40 به اوج می رسند و پس از آن حالت فلات پیدا می کند یا به تدریج از آنها کاسته می شود. آنچه معمولاً مورد قبول روان شناسان معاصر است این است که عوامل محیطی و عوامل موروثی با هم در زمان اوج خلاقیت موثرند. به عبارت دیگر، عواملی از قبیل فقر، اوضاع اقتصادی، فشارهای مالی و نبودن وقت و فرصت آزاد در ظهور و زمان اوج خلاقیت موثرند. عواملی که خلاقیت را تشویق می کنند عبارتند از زمان کافی، تنهایی و خلوت و دوری از فشارهای گروهی، تشویق، مواد لازم، محیط محرک که همان خانه و مدرسه است، رابطه غیرسلطه یی والدین پرورش کودکان با روش های آزاد منشانه و آسانگیر و همچنین فرصت های لازم برای کسب معلومات
|+| نوشته شده توسط سایت در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 و ساعت 15:43 | 
دانش آموز خلاق
  • دانش آموزان خلاق اغلب با آب وتاب حرف می زنند.
  • جزییات را می‌گویند و رفتارهایشان را به نمایش می‌گذارند.
  • می‌خواهند مطرح شوند.
  • دنبال سوژه می‌گردند تا برنامه ریزی بکنند.

دقت و توجه شدید در گوش دادن ، مشاهده کردن یا انجام دادن کاری

  • استفاده از قیاس در صحبت کردن
  • ابراز هیجان در اثر یک اکتشاف


 

  • عادت به پرسیدن سوال و آزمودن نتایج
  • یادگیری از روی ابتکار شخصی
  • عادت به گلچین و وارسی منابع مختلف (کتاب، تلویزیون، سوال از استاد، رایانه و...)


 

  • صداقت و میل شدید به اطلاع یافتن از امور
  • طرح سوالات عجیب و غیر معمول بالاتر از سطح علمی و سن دانش آموزان
  • نگاه کردن با دقت به اشیا


 

  • اشتیاق در صحبت کردن در مورد کشفیات دیگران
  • مستقل عمل کردن و حس استقلال طلبی بالا
  • شور و نشاط و مشغولیتهای شدید جسمانی


 

  • ادامه کار بعد از تمام شدن وقت (نقاشی کردن بعد از زنگ تفریح ، گوش دادن به موسیقی و ...)
  • دقت نظر فوق‌العاده و الگو برداری در نگاهها
  • استفاده از نظرات و اشیا برای دستیابی به یک هدفی معین


 

  • پی بردن به روابط در اموری که به ظاهر از هم بی‌ارتباطند.
  • طرح رابطه‌ها مانند اینکه وقتی برف آب می‌شود رنگ سفید آن کجا می‌رود.
  • میل به اطلاع یابی و کشف احتمالات


 

  • علاقه مندی به چیستان و معماها و یافتن پاسخشان
  • فکر کردن به چیزی که در تلویزیون ، رایانه و سایر رسانه‌ها نشان داده می‌شود.
  • استفاده از اکتشاف یا تجربه
  • بررسی و مطالعه الگوهای اختراعی دانشمندان


 

  • مطالعه خاطرات و سخنان دانشمندان و بزرگان
  • معاشرت و صحبت با بزرگان و دبیران و احساس لذت از این صحبتها
  • دست کاری روابط ریاضی برای ایجاد رابطه جدید
  • علاقه‌مندی به فشرده‌سازی و خلاصه‌نویسی مطالب


 

|+| نوشته شده توسط سایت در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 و ساعت 18:44 | 
 

 

دنیای بیرون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست. کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید. زندگی ایده ال خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید واین تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کندحفظ کنید.

 

هرچیزی را که عمیقاً باور داشته باشید برایتان به واقیعت بدل می شود. شما آنچه را که می بینیدباور نمی کنیدبلکه آن چیزی را می بینید که قبلاً به عنوا ن یک باور انتخاب کرده اید. پس باید:

  1. باور های محدود کنده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید
  2. آنها را از بین ببرید

 

رمز موفقیتدو چیز است:

  1. تعیین اهداف وبرنامه ریزی برای آنها
  2. مشخص کردن انگیزه ها

 

قانون جذب

شما مرتباً افکار ، ایده ها وموفقیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید، خواه افکار منفی وخواه افکار مثبت.

 شما می توانید بهتر از این که هستید باشید ، وسعی کنید چیزهای خوب را به سمت خود بکشید

حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید وخواه عدات های مضر.

 

|+| نوشته شده توسط سایت در جمعه نوزدهم مهر 1387 و ساعت 18:32 | 
چند نکته

قانون ذهن

همه ی علت ومعلول ها ذهنی هستند. افکار شماتبدیل به واقیعت می شوند .افکار شما آفریننده اند. شما تبدیل به همان چیزی می شوید که در باره ی آن بیشتر فکر می کنید

همیشه در باره ی چیزهایی فکرکنید که واقعاً طالب آن هستید واز فکر کردن در     باره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید.

هرچیزی که روی آن تمرکز کنید ومرتباً به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد وگسترش پیدا می کند . بنابرین باید فکر خود را برچیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعاً طالب آن هستید.

|+| نوشته شده توسط سایت در جمعه نوزدهم مهر 1387 و ساعت 18:23 | 
معلم وشاگرد
ايده آل هاي اجتماعي هدف و روش کارهاي تربيتي را معين مي کند واساس رابطه شاگرد ومعلم نيز بايد برپايه ايده آل هاي اجتماعي استوار گردد. اگر دموکراسي بعنوان فلسفه اجتماعي پذيرفته شده باشد، موارد زير از طرف مربيان رعايت مي شود:
1) احترام به شخصيت شاگردان و مهم تلقي کردن ارزش و وقار آنها (به دوراز جنسيت، موقعيت اجتماعي و...)
2) ايمان به عقل وخرد شاگردان و صلاحيت ايشان براي بحث واظهار نظر درباره مسائل آموزشي.
3) بکار بردن روش عقلاني در کليه شئون تربيتي.
4) اتحاد، روش همکاري به منظور اجراي وظايف تربيتي.
5) حق و مسئوليت شاگردان در اخذ تصميم هايي که مستقيم يا غيرمستقيم در وضع آنها موثر است.
* اسلام وتعليم و تربيت
دراهميت تعليم وتربيت دراسلام همين بس که حضرت علي(ع) مي فرمايند:" من علمني حرفا فقد صيرني عبدا" در وصيتي خطاب به اباذر مي فرمايند:" اي اباذر هرگاه از علمي از تو سوال شود که ازآن آگاهي نداري، بگو نمي دانم وخود را ازهمه دشواري ها نجات بده."
مرحوم شهيد ثاني درکتاب فيقه المريد مي گويد:" يکي از مهم ترين وظايف معلم اين است که وقتي از او درباره موضوعي سوال کردند که بدان احاطه وآگاهي ندارد به عجز و ناتواني خود اعتراف نمايد." يکي از نشانه هاي دانش ودانايي انسان اين است که درباره مسائلي که از آن آگاهي درست ندارد، بگويد نمي دانم. اعتراف و اقرار به ناداني علاوه بر آنکه دليل برضعف وناتواني انسان نيست، بلکه نشانگر شهامت و قدرت روحي انسان است. رابطه کلي معلم وشاگرد براصل تفاهم استوار است. درعين اينکه معلم از هيبت وابهت خاصي  برخوردار است ولي هيچگاه بعنوان تقابل دربرابر شاگرد ايستادگي نمي کند، زيرا اين کار ارزشمندي او رابه باد خواهد داد.
کسي که کلمه اي به من بياموزد مرا بنده خويش نموده است.
امام خميني (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران درباره شان معلم فرمود: معلم امانتدار است وانسان امانت اوست. براي درک و شناخت دشواري کار معلم بايد در درجه اول موقعيت وشان انسان شناسانده  شود.
اين موضوع از نظر اجتماعي خيلي مفيد وارزنده است. زيرا هنوز بيشتر افراد اجتماع ما خود را در بسياري از مسائل صاحب نظر مي دانند ودرهر موضوعي به اظهار نظر مي پردازند. ولي اگر آمادگي نداشته باشد، عده اي  مي گويند براي آنکه شخصيت علمي معلم لطمه نبيند نبايد به عجز وناتواني خويش اعتراف نمايد ولي عده اي ديگري که حق با آنان است مي گويند وقتي معلم چيزي را نمي داند با کمال صراحت بايد اقرار کند که نمي داند وبگويد در فرصت هاي بعدي شايد بتواند پاسخگو باشد و ازاين رهگذر احساس کمبود و حقارتي ننمايد.
وظيفه الهي چه ايجاب مي کند؟ پيشوايان ديني دراين مرحله چنين توصيه مي نمايند: هرگاه انسان چيزي را نمي داند حتما بايد اظهار نظر در آن موضوع خودداري نمايد واين امتناع وظيفه اي نسبت به حقوق الهي است وهمچنين نشانه اي از ايمان راستين است.  شخصي از امام محمدباقر(ع) در مورد حق خدا بر بندگان سوال کرد، ايشان در جواب فرمودند:" حق خدا بر بندگان ايجاب مي کند آنچه مي دانند بگويند واز آنچه نمي دانند خودداري بورزند. امام جعفرصادق(ع) دراين خصوص مي فرمايند: " نشانه ايمان راستين اين است که گفتار تو از حوزه علم وآگاهي تو تجاوز ننمايد." بيان فلسفه اجتماعي يک قوم ويا يک ملت مستلزم بررسي دقيق افکار ديني، عقايد فلسفي، جنبش هاي اجتماعي، آداب و رسوم وادبيات وآمال آن قوم وملت مي باشد
|+| نوشته شده توسط سایت در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 و ساعت 17:7 | 
بهداشت روان
با سلام

هفته بهداشت روان  ۳۰ -  ۲۴ مهر ماه گرامی باد...

در این هفته مهم باید با مسائل و مشکلات هم وطنانی که با این معضل گریبان هستند آشنا شده و در همکاری با آنان برای بهبود زندگی روزمره ایشان تلاش کنیم...

   بهداشت روان چيزي فراتر از فقدان يا نبود بيماري است. بعد مثبت بهداشت روان كه سازمان بهداشت جهاني روي آن تكيه دارد، در تعريف سلامتي لحاظ شده يعني سلامتي يك حالت رفاه فيزيكي، رواني و اجتماعي است، نه فقط فقدان بيماري يا ناتواني. طبق اعلام سازمان جهاني بهداشت؛ افسردگي، ناتوان كننده تر از آنژين، آرتريت و آسم و ديابت است.
    سازمان جهاني بهداشت، همه ساله روز 10 اكتبر را روز جهاني سلامت روان نامگذاري كرده است، در ايران نيز هفته آخر مهر ماه هر سال به عنوان هفته سلامت و بهداشت روان نامگذاري شده است.
    به گزارش بي.بي.سي، كساني كه علاوه بر يك بيماري مزمن همچون ديابت به افسردگي نيز دچارند، شرايط دشوارتري را مي گذرانند، بنابراين با درمان افسردگي، سلامت عمومي افراد ارتقا مي يابد.
    بر اين اساس، متخصصان خواستار سرمايه گذاري هاي بيشتر در زمينه ارائه خدمات مربوط به سلامت روان شده اند.
    در مطالعه اخير، دانشمندان پس از درنظرگرفتن عواملي همچون فقر و مشكلات مربوط به سلامت، دريافته اند كه افسردگي بيشترين اثر را در تشديد بيماري ها دارد.
    به گفته محققان، همزماني ابتلا به افسردگي با بيماري هاي ديگر به طور فزاينده اي سلامت را تحت تاثير قرار مي دهد و در مقايسه با وجود بيماري بدون افسردگي، شرايط ناراحت كننده تري را ايجاد مي كند.
    آمارهاي جهاني پيش رو نشان مي دهد 5/1 تا 2 درصد جمعيت دنيا ديوانه مطلق هستند و تقريباً بين 20 تا 22 درصد مردم دنيا يكي از علايم بيماري هاي رواني را دارند. اگر جمعيت دنيا را 6 ميليارد و 380 ميليون نفر در نظر بگيريم، حدود 120 تا 130 ميليون بيمار رواني در سراسر دنيا تحت كنترل وجود دارد، از اين رو در هيچ نوع بيماري آماري به ميزان بالا وجود ندارد، پس اولين و آخرين حرف را در دنيا بهداشت روان مي زند.
    در ايران نيز بنا به آمار 75 هزار بيمار رواني شناسايي شده در كشور وجود دارند، در حالي كه سازمان بهزيستي به دليل كمبود اعتبارات تاكنون تنها توانسته به 33 هزار نفر از اين بيماران خدمات ارائه دهند و 42 هزار بيمار رواني پشت نوبت هستند به بيان ديگر تقريباً بيش از نيمي از بيماران رواني شناسايي شده كشور از هيچ حمايت اجتماعي برخوردار نيستند.
    امروزه اكثر كشورها منابع زيادي را براي بهبود بهداشت رواني جامعه صرف مي كنند و در كنار آن با تدوين برنامه هاي جامع از "سازمان ها و منابع محلي – اجتماعي" نيز استفاده مي كنند.
    براساس اهداف برنامه چهارم توسعه در كشور ما، تا پايان آن بايد برنامه ساماندهي، درمان و توانبخشي بيماران رواني مزمن درخصوص 75 درصد پشت نوبتي ها اجرا شده باشد، درحالي كه به دليل كمبود اعتبارات در سال جاري تحقق اهداف برنامه چهارم در اين زمينه با مشكل مواجه است.
    چند تعريف از "سلامت روان "
    متخصصان و روانشناسان معتقدند بهداشت روان، علمي است براي بهتر زيستن و رفاه اجتماعي كه تمام زواياي زندگي از اولين لحظات حيات جنيني تا مرگ اعم از زندگي داخل رحمي، نوزادي، كودكي تا نوجواني، بزرگسالي و پيري را دربرمي گيرد. بهداشت روان، دانش و هنري است كه به افراد كمك مي كند تا با ايجاد روش هايي صحيح از لحاظ رواني و عاطفي بتوانند با محيط خود سازگاري نموده و راه حل هاي مطلوب تري را براي حل مشكلاتشان انتخاب نمايند.
    دكتر سيدمصطفي ارفع، استاد دانشگاه شهيد بهشتي و فوق تخصص روانپزشكي در تعريف جامعي از مفهوم بهداشت روان مي گويد: سلامت روان شامل رفاه ذهني احساس خود توانمندي، كفايت درك همبستگي بين النسلي و توانايي تشخيص استعدادهاي بالقوه هوشي و عاطفي در خود است كه به روابط خانوادگي، بهداشت محيط زيست و آلودگي هوا، آموزش و محيط كار و مدرسه بستگي دارد.
    به گونه اي ديگر مي توان گفت: بهداشت روان حالتي از رفاه است كه در آن فرد توانايي هايش را باز مي شناسد و قادر است با استرس هاي معمول زندگي تطابق حاصل كرده از نظر شغلي مفيد و سازنده باشد و به عنوان بخشي از جامعه با ديگران مشاركت و همكاري داشته باشد. بهداشت روان به همه ما مربوط است، نه فقط به كساني كه از بيماري هاي رواني رنج مي برند.
    سازمان بهداشت جهاني، بهداشت رواني را اين گونه تعريف مي كند: "بهداشت رواني در درون مفهوم كلي بهداشت قرار دارد و بهداشت يعني توانايي كامل براي ايفاي نقش هاي رواني و جسمي، بهداشت به معناي نبود بيماري يا عقب ماندگي نيست."
    انجمن بهداشت رواني كانادا در يك ديد جامع بهداشت رواني را در سه قسمت "نگرش هاي مربوط به خود، نگرش هاي مربوط به ديگران و نگرش هاي مربوط به زندگي" تعريف مي كند. از نظر اين انجمن بهداشت رواني يعني "توانايي سازگاري با ديدگاه هاي خود، ديگران و رويارويي با مشكلات روزمره زندگي."

|+| نوشته شده توسط سایت در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 و ساعت 16:59 | 
چند نکته

خلاق باشید ،راه های آموزش پایان ناپذیر ند

 

 

فرصت‌ها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد

هرچیزی را که مرتبا تمرین کنید تبدیل به یک عادت جدید می شود 

 

با دقت گوش کردن به دیگران باعث می شود بفهمند که شما آنها را دوست دارید واین کار باعث ایجاد اطمینان می شود یعنی همان چیزی که اساس یک ارتباط دوستانه است

امام علی (ع)

·                            امام علی (ع): ناتوانترین مردم کسی است که از اصلاح خود ناتوان باشد.

|+| نوشته شده توسط سایت در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 و ساعت 16:54 | 
با قبولی طاعات عزیزان

وتبریک سال جدید برای دانش آموزان ودبیران محترم

وامیدواری سال خوب برای شما عزیران 

|+| نوشته شده توسط سایت در شنبه سیزدهم مهر 1387 و ساعت 19:46 | 
با سلام

عید فطر را به دانش آموزان وهمکاران تبریک میگویم

|+| نوشته شده توسط سایت در شنبه سیزدهم مهر 1387 و ساعت 14:38 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By SAJJADSOFT